السيد محمد حسين الطهراني
382
الله شناسى (فارسى)
أنَّهُ يَتَصَوَّرُ شَيْئاً غَيْرَ الشَّىْءِ . لأنَّهُ لا يَفْهَمُ ما يَقولُ وَ لَكِنْ تَبِعَ مَنْ يَقولُ تَبَعاً لِغَيْرِهِ كَما قالَ أميرُ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ : ذَهَبَ مَنْ ذَهَبَ إلَى غَيْرِنَا إلَى عُيُونٍ كَدِرَةٍ يَفْرُغُ بَعْضُهَا فِى بَعْضٍ ؛ وَ ذَهَبَ مَنْ ذَهَبَ إلَيْنَا إلَى عُيُونٍ صَافِيَةٍ تَجْرِى بِأَمْرِ اللَّهِ لَا نَفَادَ لَهَا . « من مىگويم : كلام عامّه بحسب وضع لغت درست است ؛ و امّا آنچه را كه بواسطهء آن ، كون در أعيان خارجيّه تحقّق پيدا مىنمايد عبارت مىباشد از موجود ، و موجود عبارت است از حقيقت مادّهء اشياء . زيرا بواسطهء مادّه است كه با تحقّق آن به مشخِّصات و معيِّنات جنسيّه يا نوعيّه يا شخصيّه ، كون در اعيان متحقّق مىگردد . و اين مطلب بقدرى وضوح دارد كه از خورشيد آشكارتر است براى كسى كه چشمش را باز كند و حقيقت و واقع را بنگرد ؛ و امّا كسى كه چشمش را ببندد و بنگرد كه چه شخصى اين كلام را گفته است ، پس او مىنگرد كه وجود چيزى است كه جوهر است بدين معنى كه وى چيزى را غير از آن چيز تصوّر مىنمايد . به جهت آنكه او نمىفهمد كه چه مىگويد و فقط پيروى مىكند از كسى كه پيروى از غير خود نموده است ؛ همانطور كه أمير المؤمنين عليه السّلام گفتهاند : آن كس كه به سوى غير ما رفته است ، به سوى چشمههاى كَدِر رفته است . آن چشمههاى كدر بعضى در بعضى ريخته مىشوند . و كسى كه به سوى ما مىآيد ، به سوى چشمههاى صاف مىآيد كه به امر خداوند در جريان مىباشد ؛ و پيوسته است و انقطاع و نابودى ندارد . » احسائى در تتميم مراد خود و در تضعيف منظور ملّا صدرا ، به شرح و تفصيلى به همين منوال پرداخته است ، و مطلب را ادامه داده تا مىرسد به اينجا